خدا نگهدارت پسرم
سلام مامانی نمیدونم چی باید برات بنویسم! دلم برای همون حرکتای کوچولوت تنگ شده دیروز ظهر از بیمارستان مرخص شدم، سعی کردم جلو همه حال اصلیمو نشون ندم هرچند خدا صبر میده به بنده ش، اگه صبر نداده بود که دیوونه شده بودم بعضی وقتا حواسم نیست، دست میذارم روی دلم بهت سلام میکنم وقتی یادم میاد فقط مات میمونم به زمین خانم دکتر آزمون میگفتن طبق سونو احتمال زیاد کلیه ت مشکل داشته و کم شدن و نهایتا پارگی کیسه آب از قبل بوده، شاید از همون وقتا که خودتو سفت میکردی، همون وقتا که مامان نادونت صدای فریاد و اعتراضتو نمیفهمید! وقتی بدنیا اومدی دلم میخواست برای همیشه همونجا پیشم بمونی، پرستار که اومد ببرتت گفتم بذار بمونه بذار بیشت...
نویسنده :
ارمغان بهشت
11:23



